سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

تحدید به تخصص

دوستی گفت: شما که تخصص تان گفتمان انقلاب است راجع به فلان موضوع نظرتان چیست؟!

یک لحظه خشکم زد: تخصص گفتمان انقلاب؟! یعنی چی؟ مثلا یک نفر متخصص برق است، یکی فلسفه، یکی هم گفتمان انقلاب اسلامی؟!

مثل اینکه بگویند: فلان قشر جامعه که مشغول تمدن سازی هستند...! آیا یک کاری که برآیند وجودی همه است را می شود وظیفه ی یک قشر تلقی کرد؟

یا مثل اینکه بگویند: شما که تخصص تان بندگی است ... ! آیا یک کاری که تمام بودن و شدن آدم را شکل می دهد را می شود کاری کنار باقی کار ها تصور کرد؟

نمی شود مثل علم زده های نو کیسه، بیرون از همه سنت ها و قواعد و تعلقات بنشینیم و همه چیز را تحلیل کنیم.

من برای جوان دینداری که خودش را بیرون از «موضوعی که محیط بر خود اوست» توهم می کند و اسمش را می گذارد «مواجهه ی علمی با موضوع» متأسف و از او متعجب ام.

من برای جوان دینداری که روشنفکرمأبانه روی کره زمین قدم می زند و با عقل عرفی اش چرتکه می اندازند و همه چیز را اندازه گیری می کند در حالی که بر همه چیز، استیلای دانشی می طلبد نگرانم.

تنهائی ِ این آدم، مستغنی از «ربط» بودن او، استدراجی که بر او جاری شده، غصه می شود توی دل آدم.

گفتمان انقلاب در برش ها و منظر های مختلف انعکاس های مختلفی دارد. مثلا در بـرش فردی و خانوادگی اش خاستگاهی برای یک سبک زندگی است... .

درباره اینجا