سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

متنسّـک

به عنوان «عالم شهر» اشتهار داشتند و آباء و اجدادشان بیش از صد‌سال بود که در شهر مدرسه علمیه و خیمه‌ی عزای حسینی داشتند.

ولی انقلاب را نفهمیده بودند؛ و طبیعتاً نخواسته بودند. از ابتدای مبارزه های انقلاب، پا پس می کشیدند و به میدان نمی آمدند. انقلاب که جلوتر آمد و حمایت علما به مرور جلب می شد، حمایت که نمی کردند هیچ، دیگران را هم از همراهی با انقلاب منع می کردند. به حرمت سیادت‌شان و مدرسه‌شان و خیمه‌شان، در شهر ذی‌نفوذ بودند. معتمدین شهر، بازار و هیأت‌های صاحب قدمت و شوکت حرف ایشان و آقازاده هاشان را می‌خواندند. و این نفوذ و ناهمراهی، کار را برای نهادها و اقدامات نوپای انقلابی در شهر سخت می‌کرد. بنیاد شهید، جهاد سازندگی، کمیته، سازمان تبلیغات، روزنامه‌ها و راهپیمایی‌ها یکی از مسائل اصلی‌شان، ساز مخالف ایشان در موقف‌ها و مقام‌های مختلف بود.

اما انقلاب پیش می‌رفت. مسائل اساسی نظام مثل انتخابات‌ها، فلسطین، استکبارستیزی و حمایت از ملت‌های مستضعف، استقلال‌طلبی و استقامت در فشارهای بین‌المللی، و حتی نمازجمعه‌ها را هیچ وقت به رسمیت نشناختند. یا طعنه و تمسخر یا حداکثر سکوت.

خون می‌شد دل خانواده‌های شهدا وقتی در دفاع مقدس بر شهیدان شهر نماز نمی‌خواندند و حتی آنها را خون‌های هدر رفته می‌دانستند! و این شبهه را تکرار می‌کردند که چه کسی جواب این خون‌ها را می‌دهد؟

نظام اما حرمت خودشان و درس و مدرس‌شان و خیمه‌شان را نگه می‌دارد. گرچه همین کرامت در رعایت حرمت را هم درک نمی‌کردند. حکمت حکومت می‌گوید حرمت عالم شهر حتی از نوع ضد انقلابش باید حفظ شود؛ إلی حین.

امروز نوسانات بازار و فشار تحریم و کشمکش‌های سیاسی کافی است که باد به غبغب بیاندازند و بگویند: دیدید نشد! دیدید راست می‌گفتیم که دین برای سیاست و اداره حکومت نیست.

دیروز سر جریان اصلاحات و اعوجاج های فرهنگی دشمن‌شادکن آن، می‌گفتند: دیدید نشد! دیدید راست می‌گفتیم که دین برای سیاست و اداره حکومت نیست.

پریروز سر جریان سازندگی و ریشه دواندن رفاه‌طلبی، تشریفات‌محوری و طبقه‌سازی اجتماعی آن، می‌گفتند: دیدید نشد! دیدید راست می‌گفتیم که دین برای سیاست و اداره حکومت نیست.

باید به ایشان گفت هراندازه هم که به عملکرد یک نهاد یا یک دولت منتقد باشیم، با داستان شما هم‌داستان نمی‌شویم. شما سی سال است اصل انقلاب را نمی پذیرید. حاکمیت فقیه و حرکت به سمت پیاده‌سازی احکام اسلام «از طریق تشکیل حکومت» را نفی می‌کنید.

مسئله ما عدم التزام فرد یا گروهی به اصول، اهداف یا روندهایی است که «همین انقلاب» تعیین کرده. اصولی که چارچوب و جهتش را امام راحل و یا حاضر با طریقیت قوانین معلوم کرده اند.

با حفظ احترام باید گفت کسی که از سال 42 جلوتر نیامده تحلیل اش بر مسائل 91 و 92، نمی‌تواند معین و مددکار ملت برای تشخیص مسیر و تعیین موضع باشد. حتی اگر امروز چند جمله حرف مشترک بر سر نقد وضع موجود با او داشته باشیم.

در مقابل این عصبیـّت و ارتجاع، از دولت نهم و دهم که هیچ، از دولت‌های اصلاحات و سازندگی و دولت دوران جنگ و حتی از انتخاب دولت موقت هم دفاع می‌کنیم و همه را تجربه‌ی انقلاب و پیشروی موفق نظام می‌دانیم.


پ ن:

هم از امیر المومنین(ع) و هم از امام صادق(ع) رسیده است که: دو گروه پشت مرا شکستند...

امام(ره) هم از جاهلان متنسک خون دلها خورده. گذشته از اصول زیربنایی انقلاب، مثلا سر موضوع برائت از مشرکین در حج. 

درباره اینجا