تبلیغات
سجاده ها - مطالب مهر 1390
سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

العلم نور ٌ

 

به علوم امروز دانشگاه نگوییم «علم»؛ بگوییم «تجربه­ی مدوّن»

 

من دو نفرم

باسم ربّ من !

من دو نفرم. یک نفر در روز. یک نفر در شب.

من ِ روز، اتو کشیده و عصاقورت­داده است. متعارف و موزون است. عادی و موجّه است. از آنهایی است که بی خود و بی جهت احترام طرف مقابل را بر می انگیزد و نمی داند چرا؟! شاید از بس که آنکارد است؛ یا از بس ادای متین­ها و موقّرها را در می­آورد. داد و بیداد نمی کند، اصلا ولوم صدایش از یک حدی بالاتر نمی رود. هی به نشان تایید سر تکان می­دهد و لبخند تحویل می دهد. وقتی تایپ می­کند تکیه می­دهد به صندلی­اش و به آرامی هم پلک می­زند. ضربان قلبش نرمال است و دامنه تغییرات آن در طول روز کم است. منِ روز معمولا موافق است! اگر مخالف باشد در نهایت می­گوید: «عجب!» و می­گذرد. راحت بی خیال قضیه می شود و هی پی­ یک موضوع را نمی­گیرد؛ از دور مثل این آدم­هایی است که طبع منیعی دارند، مسائل شان حل شده است و مستقر اند.

من ِشب، اما بی تاب است. همان طور که تندتند قلبش می زند تندتند تایپ می کند و تندتند هم پلک می زند. ابروهایش در هم کشیده می شود و چشم هایش وقتی در شب به صفحه لپ تاپ نگاه می کند داغ و تیز تر است از روز. شطحیات می گوید، تیکه می اندازد، عصبانی می شود، محبت درددار می ورزد، غصه می خورد. بخاطر حرف و فکر طرف مقابلش در مکاتبات و مراسلات، محکم می کوبد روی دسته­ ی صندلی؛ آن طور که محمدسبحان اش می­پرد از خواب. بعضا در نامه ها یا دردنامه ها، برای هم صحبتش هنگام تایپ، اشک می ریزد و دعا می کند. در شب " هـ...ـی دنیا " را زیادتر از روز آه می کشد. غصه کسی یا چیزی که میافتد توی دلش دیگر یک چیزی می آید بیخ گلویش را می گیرد تا سحر ...

من ِروز، شهروند خوبی است. موثر، قانون مدار، محترم. من ِشب را اگر ولش کنی یا ضجّه و ناله می زند یا داد و بیداد می کند. منِ روز زرنگ­بازی و تسامح دارد. من ِشب رند و لاقید و لاابالی است. من ِروز شانه­ی راحتی است که سر بگذارند رویش، منِ شب نهایتا سر می گذارد روی زانوی خودش. من ِ شب از این که در همین نوشته، 19 تا «من» هست حالش بهم می خورد. من ِروز می گوید: نیاز است دیگر.

من، من ِشبم را بیشتر دوست دارم. ولی مردم با من ِ روز، راحت ترند.

من دو نفرم آقای دکتر! لطفا مرا راهنمایی کنید.

با تشکر

من ِ غروب

 

اینجا

بسم الله العزیز

تجربیات همرتبه ی امتی که مشغول تمدن سازی است را آحاد آن امت باید به اشتراک بگذارند؛ از باب تواصی.

و اگر تمدن اسلامی ایرانی مراد باشد، آن وقت کلیدهای صفحه کلید هم می شوند دانه های تسبیح و تایپ کردن همانا تسبیح گفتن.

و اینجا می شود سجاده؛ اگر بستر بندگی باشد.


ویراسته ای از ماحصل مراودات با همراهان، اینجا بازنشر می شود.

درباره اینجا