تبلیغات
سجاده ها - مطالب فروردین 1391
سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

نظریومتری

رفقایی که در موضوعات متعدد، آرای مختلف و نوعاً مغایر را شنیده اند، بعد از مدتی، دیگر هر رای و نظری که می شنوند می گویند: «خب این هم یک نظر است. نظرات مغایرش هم وجود دارد.» و اعتنای خود را از موضوع، منصرف کرده و رد می شوند.

مباد که رفقا، دقیقه ای هم از مباحث شکاک پرور امروزی در «فلسفه علم» شنیده باشند که دیگر نمی شود گفت: بالای چشم برداشت شما ابرو!

این در حالی است که حرف درست هم در بین همین "خب این هم یک نظر است" ها گم و نشنیده می شود.

به علاوه پس از چندی، آدم تبدیل می شود به کسی که چون ملاک و روش تشخیص صحیح از سقیم را نداشته، بسیاری از حرف ها را نه رد کرده و نه تایید. و به کناری گذاشته؛ پس خودش هم به یک فرد  «بلاتکلیف فکری» تبدیل شده؛ بی موضع، دیر هضم و کم باور.

امروز و اینجا، باید موضع داشت. جبهه داشت. بایگانی کردن و نشنیده گرفتن همه نظرات به استناد اینکه: «این هم یک نظر است و نظرات مغایرش هم وجود دارد» علاوه بر اینکه «فایده» و «اثرگذاری» آدم را کم می کند خود انسان را هم «کم مایه» نگه می دارد.

«تنزه طلبی»، «دامن برچیدن از  مصاحبت جدّی» و «چالش گریزی» قالب های دیگری برای این رفتار اند.

 

می گویی: آن «ملاک تشخیص صحیح و سقیم» که دم از آن می زنید چیست؟ یا اگر روشی دارد مثلا چی؟

می گویم: الان که هر چیزی بگویم (حتی اگر حقّ صائب حجت مند باشد) مشمول همان خطاب "خب این هم یک نظر است" می شود! و بایگانی می شود.

باید آن عادت ذهنی را ترک کرد. تا بعدش بشود روی «چگونگی ترجیح دادن یک نظر بر نظر دیگر» حرف زد و آن حرف، مسموع باشد.

درباره اینجا