تبلیغات
سجاده ها - مطالب آبان 1391
سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

نیــاز

 امام(ره) فرموده: «ما وظیفه داریم مقابل ابرقدرت های دنیا بایستیم و توان این ایستادن را هم داریم.»

امروز «ایستادن» ما قائم به یک نفر شده. کسی می تواند بی توجه به او و بی نیاز از او در مقابل دنیای استکبار بایستد؟

نیز اینکه او انسان را نه فقط مقابل «دنیای استکبار» بلکه مقابل «استکبار دنیا» هم مقاوم، بلکه قائم نگه می دارد. نفع و ضرر آدم را در تمتّع از دنیا جهت می‌دهد و سبکی از زندگی را رو می کند که استجابت «ولا تجعل الدّنیا اکثر همّـنا» الف الفبای آن است.  از ویژگی های سلوک انقلابی این آدم و تربیتی که مریدانش را می کند همین است.

این آقا خواب وخوراک و نبض و نفَس ات را هم رقم خواهد زد و به راه خواهد کشید؛ اگر عقل اتباعش را داشته باشی.

و ما هم به این آدم نیاز داریم. هویت امروز ما ذیل این آدم و در تعلق به این آدم تعریف می شود. نمی توانیم و نمی شود مسیر و کارمان را بی توجه به او و نظراتش «طراحی» و «تدبیر» کنیم.

واقع آن است که ما نیاز داریم که دائما «متذکر» او شویم و با او، تدارک آینده را ببینیم.

اگر از عقل آزاد و مستقل ات بپرسی: من اگر اینجا و پای رکاب این آدم نباشم در دنیا خودم را با چه کسی تنظیم کنم؛ چه می گوید؟

سرایت

میزان حقیقت و صراط مستقیم عالم، امام(عج) است و بی وجود او نه حقی متصور است و نه باطلی، و بر مدار و معیار اوست که آدم ها هستی می یابند، سنجیده می شوند و مرتبه می گیرند.

مهمترین رکن هویت‌ساز ما در کشف و تعیین نسبت بین خودمان و امام(عج) " نقش آفرینی ما درباره مسئله‌ی غیبت" است و همین است که بهره و داشته‌ی ما را از وجود و «بودن حقیقی» تعیین می کند.

* * *

امروز در میانه‌ی غیبت، ما «انقلاب» را داریم.

انقلاب، نردبان عروج برای متقین زیرک آخرالزمان است و نیز حجتی تمدنی برای اهل عناد یا اهمال.

سایه‌ای است که با آن از ما صیانت می‌شود و نیز سرمایه‌ای که با آن از ما سوال می‌شود.  

زمینه ای است تا بیفزاید بر درجات عده ای قابل و نیز بر درکات جبهه‌ی مقابل.

* * *

غیبت‌چشیده‌های درانقلاب‌روییده، هرجای عالم و به هر کار که باشند، بالاخره و به نحوی باید بین خودشان و امور انقلاب نسبتی حقیقی برقرار کنند.

که اگر نکنند چه سر سجاده، چه کف بازار، چه بر کرسی تحصیل و تدریس، به دلیل بی ربطی با نشانه‌ی جریان حق در عالم، ناگزیر پوچ‌اند... پوچ ...

تنها در آن حالت است که بودن حقیقی، از آن حقیقت تامّ - امام - به ما هم سرایت می کند.


مبرّات هجرت

مایه‌ی توجیه کننده‌ی هجرت تحصیلی که خیر اول آن هم هست، خطرپذیرفتن و مایه‌گذاشتن از خود و سرنوشت خود برای رفع نیازهای انقلاب است «از طریق امکانات یک مملکت دیگر». و این عبارت "از طریق امکانات یک مملکت دیگر" به تنهایی چقدر هجرت و جهاد دارد درون خودش.

خیر دوم اینکه: زمینه‌‌ای برای بیان مستقیم مواضع و گفتمان انقلاب با اهالی غرب است. پاری وقت‌ها یاد فرستاده‌های پیامبر(ص) می‌افتم به بلاد مختلف؛ و اینکه عده‌ای شان چقدر موثر بودند. امت‌هایی قرن‌هاست از ماحصل زحمت یک فرستاده، بندگی می کنند.

از خنثی کردن چهره به چهره‌ی اثر شیطنت های ایران‌هراسانه و اسلام‌هراسانه‌ی رسانه هاشان روی مردم تا رونمایی از ابعاد درونی و باطنی خصائص اسلام و انقلاب برای آنهایی که حتی ظاهر فکر و فرهنگ‌مان را هم خوب نمی بینند تا باطن‌اش.

خیر سوم اینکه: جبهه حق، آنجا سرشاخه پیدا می کند. و می تواند در روزهای نیاز اقدام عملیاتی کند. مکرر تکرار شده است اینکه گاهی انجام کاری در کشوری ضرورت می یابد، اما هرچه می گردیم می بینیم نیرویی که این کار را بشود الان و آنجا به او سپرد در آن منطقه نیست.

خیر های دیگری هم دارد که ذکرش بماند. خلاصه یک تیر است و چند نشان.

البته این دست خیرات و مبرات، مثل "بیان مواضع انقلاب" و "فرد آشنا و مستقر در آن منطقه برای کارها" متولی و مسئول خودش را هم دارد. این ها به تنهایی دلیل اصلی حضور در آن بلاد نباید باشد. بلکه حداکثر می تواند به عنوان فایده‌ی تبعی لحاظ شود.


از آنجا که امروز در داخل کشور نیاز و زمینه‌ی نقش آفرینی بسیار بیشتری برای خیلی از محصلین مسافر، وجود دارد می توان گفت: هجرت تحصیلی در قاموس حق و باطلی انقلاب، حداقل یک دلیل غیر دنیایی «غیر منفعت‌طلبانه‌» و «تکلیف‌بنیان» می‌خواهد.

درباره اینجا