سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

هروله ی تمدن ساز

با تمام فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی که در امروز ایران جاری است، کار تولید نرم افزار های اداره حکومت و مدل های عام اداره حیات، با تمام قوت و ضعف هایش دارد پیش می رود.

جماعتی تازه نفس و بی ادعا دارند آن را دنبال می کنند که اینجا توصیفی چکیده، از ایشان آمده بود. کسانی که بین قم و تهران در هروله اند، بیشتر این جماعت را می شناسند.

قم: مقام قیام نظریات حکومتی شیعه است و جایی که در آن تئوری های اداره حیات بشر از گهواره تا گور، پی ریزی می شود.

و تهران: کانون راهبری تثبیت و تعالی حاکمیت. که اجرای این نظریات تولید شده، آنجا پی­گیری می شود.

آخرین و امیدبخش ترین اخبار، حکایت از ایجاد دروس «خارج فقه» دارد در موضوعات جدید. که جریان آن چندسالی است آغاز شده و از حیث انواع و اقسام هم رو به تنوع و تکثیر است.

دروس خارج فقه علوم مدیریت (فقه الاداره)، علوم اجتماعی ( فقه علم الاجتماع)، علوم امنیت و اطلاعات، علوم سیاست (فقه السیاسه)، علوم تعلیم و تربیت (فقه التربیه)، علوم اقتصاد (فقه الاقتصاد) و حتی فقه شعائر حسینی. اخیرا هم درس خارج فقه فرهنگ، هنر و رسانه پا گرفته که چشم و دل خیلی ها را روشن کرده.

به همین پایه، «فلسفه های مضاف» اند که پیشتر پی ریزی شده و بیشتر پیگیری شده اند.

غرض اینکه جریان تولید نظریات اداره حیات و حکومت، شتاب گرفته و فزاینده پیش می رود. و دیر نیست که خروجی های آن عینیت عملی نیز پیدا کرده و ساختارهای موجود را دستخوش تغییر کنند. ازجمله ساختارهای علمی- آموزشی و اداری را.

خدای انقلاب، هیچ صاحب ظرفیتی را، در این حرکت های جریان ساز معرفتی، بی سهم مگذارد.

انذار؛ از غلبه ی انکار

فرحناک، تشکیل گروه های امیدزایی از دانشجوطلبه های تازه نفس است که در مسیر های تخصصی مختلف وارد شده و هر گروه، در حلقه استاد یا اساتیدی، بر امری متمرکز اند. علاوه بر تحصیل دانش دانشگاهی در آن علوم، عن­قریب است که پای شان به رکاب اجتهاد نیز برسد.

خود را وقفِ از زمین برداشتن بار نرم افزاری انقلاب کرده اند و چنان که جود و جهاد می کنند، دور نیست که پرده را از الگوهای عام اداره حیات انسان - از گهواره تا گور- بر دارند.

و ناگزیر در این مسیری که می روند، مدل ها و الگوهای اولیه ای را تولید و عرضه می کنند تا محک آزمون و عملیات هم آن ها را بسنجد. و تمامی شان برخوردار از قوت هایی هست و لاجرم شامل ضعف هایی.

اما کیفیت مواجهه ما با مدل هایی که مدعی اند از دین برآمده اند، چگونه باید باشد؟

ملاحظاتی دارد. یکی اش آن است که:

باید جلوی لجام گسیختگی و استعلای ذهن را در مواجهه های این چنینی گرفت و تواضع معرفتی را حفظ کرد تا غرور و استغنا، محرومیت نیاورد.

کبریایی دین، ایجاب می کند که خیلی از فهم ها بعد از تواضع و تلمذ، حاصل شود. نه سر میز مناظره. فتأمل!

در روزگاری که به مرور و به آرامی، صید های اصطیاد شده از دو دریای قرآن و عترت، عرضه به بازار می شود و جشن های رونمایی از نظرات ناب الگوهای متعدد دینی و بومی، یکی پس از دیگری، بر پا می شود، اگر با اتکا به رسوب های آکادمیک امروز، به هر یک از این مدل ها بگوییم: «قاعدتا ً من، توان فهم تمام  ِتو را دارم، تو باید تمام  ِخودت را به محک فهم من عرضه کنی تا تو را ارزیابی کنم» این نگاه سوبجکتیو - که متاسفانه عمومیتی فراگیر هم دارد- مخلّ این سامان است. (گرچه سوال از اینجا آغاز می شود اما به همین جا ختم نمی شود.)

کار البته پیش می رود، و به منتهای نهایت خود می رسد، اما این «غلبه ی انکار»، هزینه ها را بالا می برد.

آن روز همه، توصیه به استماع قول و اتّباع احسن می کنند، اما نه گوش استماعی مانده و نه پای اتّباعی. و بی حساب، مروّجان مکتب انقلاب را مخاطب عتاب می کنند که: ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟!

محروم، آن کسی است که با فهمی نصفه نیمه و با یک مزمزه کردنِ نیم ساعته، بزند زیر میز! یا اگر احترام کرد و نزد، در ذهنش کنار دیدنِ سرفصل این مباحث، یک تیک بزند (که این را هم دیدیم و چیزی نداشت !) و آن را در خاطراتش بایگانی کند.

در مواجهه با قوت و ضعف های مدل های اولیه ی بومی، چه عکس العملی، "کاملا درست" است؟

درباره اینجا